Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است

پیوندهای روزانه

از سری داستان های مدرسه

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۰۸ ق.ظ
دیروز یکی از دوستان عرضه داشتن که تو چرا انقدر مثبتی؟ گفتم مثبت؟ چطور؟ گفت ینی بی جنبه ای دیگه. حالا این بی جنبه رو چرا میگفت؟ من چند روز پیش رفته بودم دو زانو رو نیمکت نشسته بودم تا یه چیزیو بردارم. ایشون طی یک حرکت انقلابی منو از روی نیمکت کشید طوری که رنگ نیمکت به شلوارم موند. بماند که حانیه داشت میگفت نکن سمانه ازین شوخیا خوشش نمیاد. بعد چند روز که آثار کبودی و ایناعم نمایان شد من رفتم از سر شوخی بش گفتم چیکار کرده و آثار جرم رو نشونش دادم. حالا شاکی شده. داداچ اشتباه گرفتی من باید ناراحت شم. :| بعد اینکه من خیلی زود با همه پسرخاله میشم. تو برخورد اول هم کاملن قابل شناساییم. ینی انقدر راحت رفیق میشم که گاهی بقیه تعجب هم میکنن. ولی دور خودم یه مثلث دارم و یه سری خط قرمزا. مثه همه ی آدما. و آن چنان اهل تماسای فیزیکی نیستم. به عبارت بهتر من از تماس فیزیکی بدم میاد. مگر اینکه طرفو n سال باشه بشناسم یا واقعن جاش باشه. میدونین؟ شایدم تقصیر خودم نباشه. ما کلن تو خونه ارتباط فیزیکی نداریم. عملن صفر.. مگر اینکه چند ماه یه بار که بابا میاد این اتفاق بیوفته. حالا نمیدونم.. شایدم مشکل از منه.

+جا داره اشاره ای کنم به جمله حانیه که گفت: مثبته چون ل*ز نیست. :hammer:
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۰۴
Black Swan