Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است

پیوندهای روزانه

حالم ازین جمعه حسابی آفتابی بهم میخوره

جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۰۷ ب.ظ
استعداد من تو گند زدن به اوضاع حسابی آرومم واقعن ستودنیه. هوای تابستون و فرار از درس خوندن چه میکنه که من خودم رو وسط همچین هچلی انداختم! روش های همشیگی جواب نمیده و ذهنم بیشتر از بیست و چهار ساعته که مدام داره برای خودش می بافه. چیزی که از ذهن خسته من خیلی بعیده. چون من عمومن خودخواه تر از این حرفام که بخوام انقدر overthinking بکنم تا به مرز تهوع برسم. اوضاع مملکت هم یه جوری بهم ریخته که ملت از همیشه بی اعصاب تر شدن و تو این شرایط تخیلی به این نتیجه رسیدم که کنترل احساسات از هر جهت به نفعمه. ولی من انقدر سرم شلوغ هست که به کار خودم برسم. دلیل و منطق های همیشگی که برای خودم میارم تا مطمعن شم هیچی ارزش این رو نداره که اینطور تمام روز رو از من بگیره هیچ جوره جواب نمیدن. قلبم تند تند توی شکمم میزنه. مدام سرم رو میکنم تو کتاب و ذهنم کیلومتر ها برای خودش میدوزه و حس کنم با بتن پرش کردم. امروز از اون روزاییه که دوست دارم همه آدمای اطرافم رو میوت کنم. ولی از صبح تا شب مجبورم هزار تا کاری رو انجام بدم که کوچکترین تمایلی بشون ندارم و میخوام یه میدل فینگر گنده به همه آدمایی که مجبورم بهشون سرویس بدم نشون بدم چون آخرش تف هم تو صورتت نمیندازن و تو فقط از ترس کارمای لعنتی نمیتونی نه بگی. چیزی که بیشتر از همه اذیتم میکنه اینه که چرا آدمای نمک نشناس انقد باید اذیتم کنن که باعث بشن من با کسایی که واقعن بهشون اهمیت میدم بد رفتاری و دعوا کنم؟ 
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۲
Black Swan

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی