Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است

پیوندهای روزانه

هشتاد و چهارمین

سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۳۲ ب.ظ

نشسته بودم کف اتاق خواهرم که یهو به خودم لرزیدم. گفت عزراییل بو کشید. گفتم کاش می مردم. کاش همین الان می مردم. بهترین وقت برای مردنم همین الانه. اینطوری شونه هام خالی میشد ازین بار وحشتناک که داره خمم میکنه. گفتم نمیدونم چطور به نظر میاد ولی حقیقت اینه که دارم پاره میشم. به یاد ندارم اینهمه فشار روم بوده باشه و در عین حال کول نشون بدم. از طرفی زمان داره مثل برق و باد میگذره و من بی اندازه درمونده م. میگفت می فهمم. راست میگفت. خواهرم تنها کسیه که می فهمه. مثل بقیه فکر نمیکنه دانشگاه رفتن بول شته. هیچی بدتر ازین نیست که با یه نفر حرف بزنی که دغدغه هات براش بی ارزش باشن. جدی میگم. 


+ یه تنهایی ای هست که مثلن همه تو خونه دارن میرن مهمونی و تو میخوای خونه تنها بمونی و این خیلی دلچسبه. یه تنهایی هم هست از سر اجباره. و آبان ماه به طرز وحشتناکی اینطوری برای من گذشت. تف یعنی تففف. 
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۹
Black Swan

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی