Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است

پیوندهای روزانه

هسته هلو

پنجشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۱۴ ب.ظ

نمیدونم به کی گفتم، یاسمین بود یا ملیکا؟ ما به خاطر غرور یا هر چیزیِ لعنتیِ دیگه ای سر مشکلات خودمون گریه نمی کنیم. اینکه یِهو سر یه چیز الکی چندین ساعت گریه می کنیم یا از آخرین دفعه ای که گریه کردیم چند سال میگذره و یهو یه دفعه می ریزیم بیرون، یهو انقدر گریه می کنیم که تمام دستمال کاغذایا تموم بشن و حتا دنیا ازت خسته بشه، به خاطر اون موضوع کوچیک نیست؛ همش به خاطر همه ی حرفا و داستاناییِ که خفه شدیم از نگفتن ـشون، از اینکه "مشکلِ اینی که میخوام باهاش حرف بزنم بزرگتر از مالِ منه" ترسیدیم. یا از ترسِ هر چی هر چی هر چی.. این موقع ها فاصله گرفتن هم جواب نمیده، خوبم گفتنایِ الکی از ترسِ چرای بعد از نه گفتن.. می گیرین که چی میگم؟ اینا هیچکدوم جواب نمیده.

حس ـش مثه اینه که هسته ی هلو قورت داده باشین و لبه های تیزِ دو طرف ـش گلوتونُ خراش بده و سنگینی خودش راه گلتون رو بسته کنه..

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۹
Black Swan