Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است

پیوندهای روزانه

امشب که پرسیدم هایپ دارین؟ گفتی نه تموم کردیم. بعد مکث کردی و ازون لبخند کجا زدی. البته لبخند نیست. تا حالا ندیدم واقعن بخندی. بیشتر گوشه چشمات رو با یه حالت مغرورانه چروک میندازی. دفعه قبل هم دیده بودم اینطوری کنی. البته ایندفعه انقدری آروم بودم که با خنده عصبی جوابت رو ندم. دیگه دستام هم نمی لرزید. نگاهم رو انداختم پایین و به دستات نگاه کردم. این یه ماه و نیمی که شبا از پشت بوم نگاهت میکردم یاد my mister می افتادم. اون وقتایی که دختره صدای نفس کشیدنای آجوشی رو گوش میکرد. من انقدری نزدیک بودم که حتا بتونم دود سیگارهات رو هم ببینم. ولی خب تو نمیتونستی من رو ببینی. 


"ازینجا که منم- و تو"


باید اعتراف کنم که توی پیرهن مشکی به شدت س*ک*س*ی میشی. و این به خاطر بالا پایین شدن هورمون هام نیست حقیقتن با بررسی فاکتور های جذابیت میشه بهش پی برد. بعد از اون هم پیرهن سبز- آبیه و بادمجونیه بهت میان ولی واقعن به فکر این باش که اون پیرهن صورتیه رو بندازیش دور. دیگه چی فهمیدم؟ یه مدل بستنی های یخی پرتقالی هست که دوقلوعه یعنی دو تا چوب دارن. فک کنم ازونا دوست داری. از بچه های کوچولو و موتور هم خوشت میاد. و یه چیز دیگه که خب صد درصد یه مقداری وسواس و حالت مرتب منظم طوری داری. که هی آستینات رو صاف میکنی یا اینکه تاکید داری سطل آشغال دقیقن کجا باشه. این حرفایی که میزنم الکی نیست فهمیدنش ها! :)) میخوام بگم ما میتونستیم خیلی خوب باشیم با همدیگه. اینطوری که منم. حداقل بودم. و اونطوری که تو خرابش کردی!

 خب از دور همینقدر بامزه ای. موقعی که ساکتی آدم میخواد بشینه چندین ساعت نگاهت کنه. ولی خدا نکنه شروع کنی حرف زدن یا آدم بخواد نزدیکت بشه.. بگذریم! هنوزم میگم پشیمون نیستم. حداقل بعد از چند سال یادم اومد چه حسی داره پروانه ها توی دلم بالا و پایین بشن و در مجموع خیلی به نفع من تموم شد. تو پست قبلی گفتم من دارم موو آن میکنم و زمان حلش میکنه اما دیشب یه ضربه خیلی محکم چندین کیلومتر من رو جلو انداخت و پروسه موو آن رو خیلی کوتاهش کرد. و من واقعن خوشحالم که از "میخوام باهاش باشم" به "میخوام موو آن کنم" رسیدم و خب موفق هم بودم. 


Eh. he probably looks at every woman the same way


+ از پاییز و روزای کوتاهش بدم میاد. سرم درد میکنه و دستام داره می لرزه. باز چرا؟

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۷
Black Swan

خب خبر خوب اینه که من دارم موو آن میکنم و به همون شیوه ای که می پسندم. یعنی با گذشت زمان. چون ازش دیو ساختن هیچوقت باعث نمیشه بیخالش بشم. بیشتر باعث میشه به حسی که ازون اول داشتم شک کنم! خیلی جالبه اینکه چطوری آدما میتونن غافلگیرت کنن و با عوضی بازی همه چیز رو خراب کنن. اینجاست که دیگه نمیتونی بگی خب یه اشتباهی کردم و میرم درستش میکنم. اون خراب کرده! اون خراب کرده و تو هیچ کاری از دستت بر نمیاد به جز اون کشمکش تموم نشدنی تو سرت که کاش میشد ازش بپرسم آخه برای چی اینطوری گند زدی تو همه چی؟ چی میشد آدم بودی؟ هان؟


داشتم از موو آن کردن میگفتم. دیگه ترجیح میدم بشینم روی صندلی و آهنگ گوش کنم تا بیام پشت بوم و نگاه کنم چجوری سیگار میکشی. دیگه موقعی که از جلوی مغازه رد میشم زانوهام نمی لرزه. البته هنوزم میترسم دوباره به چشمات نگاه کنم. اگه هفته ی پیش بود امیدوار بودم یه روزکه اومدم مغازه ازم بپرسی چرا دیگه نیومدی هایپ بخری؟ و من توضیح بدم: هایپ خیلی قوطیش خوشگله و باعث میشه آدم نخوابه و به کاراش برسه. اولش هم شیرینه اما بعد یه مدت شیرینی ش حالت رو به هم میزنه. با یه تحقیق کوچولو می فهمی به جز ضرر برای کبد و معده چیزی نداره و تو این اوضاع حسابی گرون هم شده. (هایپ استعاره از خودش) ولی خب الان دیگه انقدری برام مهم نیستی که حتا اگه بپرسی (که نمی پرسی) بخوام توضیح بدم. احتمالن سکوت میکنم همونطوی خیره زل میزنم تو چشمات.

خیلی عجیبه که من اینطوری دو دستی خودم رو بدبخت میکنم.
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۴۷
Black Swan

من آن موقعی می فهمم کسی را جور دیگری دوست دارم، که شروع میکنم برایش نوشتن..

+ دیروز که دیدم پیرهن مشکی پوشیدی و چقدر بت میومد دلم غنج رفت و اصلن به خاطرش عذاب وجدان نداشتم. خیلی بهت میاد عزیزم. از دم ظهر تا آخر شب یه دعوای تکراری دارم با خودم که نیام ببینمت و این داستان چهارمین هفته ست که داره تکرار میشه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۴۷
Black Swan

اگه تا به حال تجربه ش نکردی، چطور میتونی بگی چه حسی داره؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۲۰
Black Swan
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۲۲
Black Swan

your amber eyes

my dark brown eyes

the sparkle in mine

the wrinkles around yours


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۵۹
Black Swan
میشه صدام کنی؟ سمانه؟ من که عاشق اسمم میشم.. با صدای تو.. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۳۳
Black Swan
شده یهو همه درا روتون بسته بشه و بزنین زیرگریه؟ بعد فوری بغضتون رو قورت بدین و اشکاتون رو پاک کنید و بگید برا چی دارم گریه میکنم؟ برا کی گریه میکنم؟ گور بابای زندگی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۲۸
Black Swan
+ با کسی باش که فکرش بهت نزدیکتر باشه. دغدغه ت دغدغه ش باشه 

ازون نصیحت های خیلی منطقی که جای هیچ اما و اگری باقی نمیذاره. برای روزها خیلی خوب جواب میده اما برای شب های لعنتی تابستون نه. اصلن به درک که دنیاش با دنیای من فرق داره! به درک که من از زندگی یه چیزی میخوام و حتا دلم نمیخواد بدونم اون از زندگی چی میخواد که بیشتر ازین تو ذوقم نخوره. یعنی من بهت حق میدم اگه نخوای با دختری باشی که میتونه چندین ساعت یک جا بشینه و سرش رو تو یه کتاب قطور فرو کنه و مگر برای قضای حاجت از جاش پا نشه. که با اون دخترایی باشی که ناخناشون رو همیشه خیلی بلند و مرتب نگه میدارن و لاک قرمز میزنن و بزرگترین دغدغه شون اینه که لباشون رو یک سی سی یا دو سی سی ژل بزنن. فقط میگم حالا یکمم به جای بحث در مورد فیلم و کتاب و شعر و آهنگ و درس و کار و مهاجرت و کِیف کردن ازینکه وای این چقدر مثه من فکر میکنه؛ بشینیم تو کوهپایه و بدون ترس از اینکه یه نفر پیدا شه که مارو بشناسه، سیگار بکشیم مثلن. من چس دود کنم تو خیلی درست حسابی بکشی. اون پیرهن آبی - سبزه رو بپوشی که خیلی بیشتر از بادمجونیه بهت میاد. ازون بستنی آلاسکاهایی که فک کنم دوست داری بخوریم. ازونا که دوتا چوب داره. بعدش با موتور تو اقاقیا دور دور کنیم و بریم تو فلکه پارک بشینیم. فوقش هم نمیدونیم از چی حرف بزنیم هی من تو رو نگاه کنم تو من رو نگاه کنی. یا اینکه اصلن تو یه حرفی بزنی و من فکر کنم چقدر داره چرت و پرت میگه ولی فقط ببینم چجوری حرف میزنی. یا اینکه بالاخره ببینم چجوری می خندی. که چقدر همین بسه برام. نیست؟

*لعنت به این تابستون که داره تباهم میکنه
* بیا قول بده تو زندگی بعدی اگه گذرمون افتاد به هم آدم تر باشی و من رو نترسونی! چون تو این زندگی من بعضی درس ها رو خیلی زود یاد میگیرم و خودخواه تر ازین حرفام که بخوام اینطوری خودم رو اذیت کنم..


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۰۲:۵۱
Black Swan
اینکه اینجا می نویسم و میدونم کمتر کسی میخونه خیلی حس بهتری بهم میده تا جایی بنویسم که خیلیا میخونن اما کسی به جاییش حساب نمیکنه 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۳۳
Black Swan