Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

a girl who is creating herself

Black Swan

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است

پیوندهای روزانه

آخرش که چی؟

پنجشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۱۶ ق.ظ
جدیدن یه سریالی رو شروع کردم، تحتِ عنوان Doctors که در حال پخشه و ده قسمت از بیست قسمت ـش اومده. سریال نسبتن قوی و خوبیه، قبلن تو ژانر پزشکی ندیده بودم ولی موضوعش جدیده. خیلی از لوس بازیا و سوتیایِ بقیه سریالا رو نداره. به پارک شین هه هم باید تبریک گفت به خاطر خودش و انتخابای عالی ـش؛ بازیِ خودش هر سال داره پیشرفت میکنه و کاراکترای قوی تری داره. و اما در موردِ کاپل سریال خب، وقتی فهمیدم نقش اول مرد کیم رائه وونه خیلی خوشم نیومد، تو دلم میگفتم کاش کیونگ سانگ باشه. هر چقدر شین هه با مین هو، جانگ سوک، سوکی، جانگ هوآ و حتا ووبین عالی بود.. خداییش کیم رائه وون دیگه؟ به خصوص که بعد از دیدن گاگنام حس خوبی نداشتم بهش. ولی الآن می فهمم که واقعن عالین با هم و کاملن شیپ ـشون می کنم.

 کاراکتر کیم رائه وون واقعن عالیه. یه مردِ خیال جمع و قوی و به دل می شینه. داستان هم در مورد هه جونگ - شین هه- ست که یه دخترِ شرِ درس نخونِ بدبختِ بیچاره یِ از زندگی سیر شده ست که از درون مرده؛ البته با آی کیو انیشتین. به خاطر چند تا اتفاق تو زندگیش متنبه میشه و تصمیم میگیره درس بخونه، از طرفی مرگ مادربزرگش هم (الآن اسپویل کردم؟ :|) که بهش قول داده بوده دکتر بشه، بیشتر محرکش میشه تا به هدفش برسه، که میرسه. حالا بعد سیزده سال که یه جراحِ موفق شده، کلن آثار خوشبختی و خوشحالی تو زندگیش مشاهده نمیشه. 


روی صحبتم با این قسمتِ آخره. تو اوضاعِ سخت به خودت میگی فقط باید تحمل کنی، فقط باید صبر کنی، به خودت می قبولونی که راه ـت از آدمایِ اطرافت جداست؛ آدمایی که چه حقیقی چه مجازی آزارت میدن. این که داری میری که برسی به یه زندگیِ بهتر. کر و کور و لال میشی وقتی بهت می خندن و باورت ندارن، خودتم تهِ دلت نمی دونی دقیقن چی میخوای و سردرگمی. آسیب دیدی. آسیبایی که هر چقدر جلوشون رو گرفتی ضربه شون رو زدن، قراره زخما قوی ترت کنن ولی خسته ای. 

حالا فرض میگیریم می رسی. میشی همون چیزی که میخوای، آدمایی رو که نمیخوای خط میزنی و الباقی مسائل. پول و قدرت و افتخار و هر چی. خب حالا بعد اینا.. که چی؟ حالا نه خدایی آخرش که چی؟ کلن همچین فکرایی این روزا تو سرم وول میخوره. نظرم در مورد درس و کار و رابطه زن و مرد و زندگی همین شده. امیدوارم موقتی باشه، ولی هر جور فکر میکنم می بینم هدفای دنیویی برام کافی نیستن، معنوی هم که فی الحال به فازم نمیخوره. فک کنم باید دنبالِ یه دنیای دیگه بگردم. ولی خب که چی؟ آخرش که چی؟

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۳۱
Black Swan

نظرات  (۳)

مهم نیست آخرش کی کنارت باشه و یا نباشه، مهم اینِ که تو خودت موندی و به جاهای بلندی رسیدی. احتمال زیاد بخش زیادی از آدمای زندگی فعلیت رو خودت کنار می ذاری و در عوض آدم های نزدیک تر به خودت رو نگه می داری و انتخاب می کنی. ببین آخرش هیشکی تنها نیست. مهم اینه که آدم گهی نباشی :دی


پاسخ:
ها مهم اینه که یه چیزی باشی. :دی
۰۱ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۱۵ ـــــ ققنوس ـــــ
عاره واقعا آخرش که چی !؟
اون چند خط آخرت منو هم درگیر کرده اساسی هاا
پاسخ:
والا -ـ-


وای ینی بند ِ آخرت.. چندین ساله دغدغه منه. همین آخرش که چی. همه اینا رو میخوای و بخوای واقعاً هم بهشون می رسی. ولی که چی؟ میدونی من فک میکنم.. باید یه آرامشی باشه تهش. ینی آدم همش دنبال اینه. یکی تو ازدواجش می بینه، یکی تو کارش، یکی تو روابطش، یکی تو خودش! همه دغدغه آدم همینه.. که به آرامش برسه.. ولی به نظرم اونی که از همه بالاتره، یه جور.. رستگاریه. یه آرامشه، منتها نه با اسباب ِ مادی. روحی- معنوی اغنا میشی. 

و میدونی، این آدمایی که هدفای آدمو مسخره میکنن یا کلاً تیریپ فاز منفی ان.. وقتی موفق شی، همینا میگن منم یه روزی می گفتم! و پشتت در میان. :همر: متأسفانه، خیلیا ذاتاً میدونن هر کی هر چی اراده کنه، میشه. ولی نمتونن.. باور کنن!

تو هم باورشون نکن! :-p
پاسخ:
آره منم همین فکر میکنم.. آدم دنبال تموم شدن و مشکلاست. ولی مگه تمومی دارن؟ تازه به یه جایی هم برسی برات کافی نیست و بیشتر میخوای و این روال ادامه داره. :|

چشم. :p

:flower: 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی